[ و چون دهقانان انبار هنگام رفتن امام به شام او را دیدند ، براى وى پیاده شدند و پیشاپیش دویدند . فرمود : ] این چه کار بود که کردید ؟ [ گفتند : عادتى است که داریم و بدان امیران خود را بزرگ مى‏شماریم . فرمود : ] به خدا که امیران شما از این کار سودى نبردند ، و شما در دنیایتان خود را بدان به رنج مى‏افکنید و در آخرتتان بدبخت مى‏گردید . و چه زیانبار است رنجى که کیفر در پى آن است ، و چه سودمند است آسایشى که با آن از آتش امان است . [نهج البلاغه]


ارسال شده توسط مهدی قاسمی در 88/6/10:: 7:33 صبح

  آرمین امیرپور سردبیر نشریه نور در رابطه با حضرت ولی عصر عج فرمود: 

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج) رنگ زمینه ی متن

مفهوم حقیقی انتظار را در آن شب هایی یافتم که سرخوش از آغاز جوانیم ، بی وقفه منتظر طلوع خورشید ودمیدن سپیده و رسیدن نوید های نو برای روز های جدید زندگی بودم؛ انتظار هایی که هرگز با طلوع خورشید سر نیامدند و در خود انتظار های دیگر داشتند.طلوع های خورشید وشروع های جدید  زندگی ام توأم شده بودند با انتظارهایی بس عمیق تر و طولانی تر.

و امروز چشم انتظار آمدن خورشید هستم که با یک بار طلوع ، همه جای این گستره خاکی را روشن کند؛ خورشیدی که ظهورش نوید بهترین روزها وشروع ها برای همه است و به همه ی انتظارها پایان می دهد ، بی آنکه انتظاری در پی داشته باشد .

و این گونه شد که هر شب زندگی ام ، به درازی هفت شد ، از جمعه ای تا جمعه ی بعد ؛ زیرا از زمان آمدنش فقط همین را می دانم و بس  آری، دیری است که چشمم به راه است، اما از این انتظار آموختم ام:

با خود سازی ، کاری کنم که هر هفته گزارش اعمالم را می بینم ، شرمنده اش نشوم با دوری از مفاسد و آلودگی ها و تلاش برای افزایش آگاهی و آمادگی روحی ، جسمی، معنوی و مادی در گسترش عدالت و یکتا پرستی در سراسر گیتی همراهش باشم خود را از نظر فکری ، علمی و اخلاقی اصلاح کنم . هرشب و هر روز برای فرجش دعا کنم تا بداند که چقدر دوستش دارم و منتظرش هستم تا او هم برای من دعا کند . لباس انتظارم را حجاب و عفت قرار دهم و منتظری صالح برای آمدن مصلح باشم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی : امام زمان، شعر